تقریباً هیچ مدیری را ندیده‌ام که بگوید: “ما استراتژی کسب‌وکار نداریم. اما مدیران زیادی را دیده‌ام که بعد از یکی دو سال می‌گویند: “استراتژی‌مان جواب نداد.

واقعیت تلخ این است که اغلب استراتژی‌ها نه روی کاغذ، بلکه در اجرا، در فهم مشترک و در تصمیم‌های روزمره می‌میرند. نه چون ایده بد بوده، بلکه چون فرض‌های اشتباه، انتظارات غیرواقعی و رفتارهای متناقض پشت آن بوده است.

به قول پیتر دراکرStrategy is a commodity, execution is an art.

استراتژی چیست؟ (و چه چیزی نیست)

یکی از ریشه‌های اصلی شکست استراتژی‌ها، تعریف اشتباه از خودِ استراتژی است. خیلی وقت‌ها چیزی که به نام استراتژی معرفی می‌شود، در عمل یکی از این‌هاست:

  • لیست آرزوها
  • مجموعه‌ای از شعارها
  • برنامه‌ی عملیاتی کوتاه‌مدت
  • یا کپی ناقصی از رقبا

در حالی که استراتژی، به زبان ساده یعنی: تصمیم آگاهانه درباره اینکه چه کارهایی را انجام ندهیم.

در یکی از پروژه‌های مشاوره، سازمانی داشتیم که هم‌زمان می‌خواست:

  • ارزان‌ترین باشد
  • باکیفیت‌ترین باشد
  • سریع‌ترین باشد
  • و متفاوت‌ترین

نتیجه؟ هیچ‌کدام نشد. چون استراتژی کسب‌وکار  بدون انتخاب، اصلاً استراتژی نیست. شما باید توانایی حذف داشته باشید، همزمان نمی‌توانید هم لوکس باشید و هم هزینه نکنید، وقتی سراغ استراتژی می‌روید، باید بدانید که قرار است چه چیزی باشید و چه چیزی نباشید.

‫۲ دیدگاه در “چرا استراتژی‌ کسب‌وکار شکست می‌خورند؟

  1. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد

  2. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *